ناراحتت کردم دم رفتن

خواستم که نا امید بشی از من

این عادلانه نیست میدونم

ازم نپرس چطور میتونم

یکم واست لازمه بی رحمی

 

دلیلشو حالا نمی فهمی

به بغض وادارم نکن اینقدر

این گریه ها باشه برای من

تو قلب من یه امپراطوره

تسلیم میشه چون که مجبوره

برو نباید مال من باشی

خواهش نکردم این یه دستوره

♫♫♫

نفرین به این وجدان بیهودم

ای کاش من خودخواه تر بودم

غرور من این بار حق داره

دنیا به من خیلی بدهکاره

سکوت یعنی مرده فریادم

باید تورو از دست می دادم

از من به تو پنجره ای وا نیست

وقتی که خوشبختیت اینجا نیست

/ 0 نظر / 9 بازدید